حميد احمدى

94

تاريخ امامان شيعه ( فارسي )

خونخواهى عثمان و نسبت دادن قتل او به امام عليه السلام مىپرداخت و با صراحت از آن حضرت مىخواست كه حكومت شام را به دو واگذارد . حضرت در يكى از نامه‌ها بىهيچ ترديد و مماشات مىنويسد : « و اما خواستن تو شام را از من ، امروز چيزى را به تو نمىبخشم كه ديروز از تو بازداشتم » . « 1 » چنان‌كه گفتيم ، مغيره نيز از امام عليه السلام همين را مىخواست ، اما امام عليه السلام نمىپذيرفت و بيان مىكرد حاضر نيست براى احقاق حق از شر و بدى كمك بگيرد . هنگامى كه امام از تسليم شدن معاويه مأيوس شد و گزارشگران از تدارك سازوبرگ و لشكر نظامى او براى تهاجم خبر دادند ، حضرت با فراخواندن فرمانداران خود از آنان خواست كه آماده دفاع باشند و همچنين از همه كارگزاران نيز دعوت نمود كه نيروهاى نظامى به عراق گسيل دارند . سرانجام هشتاد هزار پياده آماده حركت به طرف شام شد كه اكثر از شهرهاى مختلف حجاز ، عراق و ايران به حضرت پيوست . معاويه نيز با ده‌ها هزار سپاه از شام خارج شد . دو سپاه در منطقه صفين به يكديگر برخوردند . سپاه معاويه بر شريعه فرات مسلّط شد و راه ارتباطى سپاه امام عليه السلام را به آب مسدود ساخت . امام عليه السلام مالك اشتر را مأمور ساخت تا آبراه را از محاصره دشمنان خارج سازد . بعد از شكستن حصر آبراه ، امام فرمود : مانع آب برداشتن سپاه شام نشوند . بدين‌رو ، دو لشكر ماه‌ها به دليل قرار گرفتن در ماه حرام مقابل هم در اردوگاه قرار گرفتند . سرانجام جنگ در اول صفر سال 37 هجرى آغاز شد . جنگ‌هاى سخت روزها و شب‌ها ادامه يافت و تعدادى از برجستگان سپاه امام همانند عمار و ذوالشهادتين به شهادت رسيدند . شهادت عمار در نبرد با معاويه ، در حقانيت امام عليه السلام اطمينان و باور بيشترى به مسلمانان بخشيد ؛ زيرا پيامبر عليه السلام در حديث معروفى خطاب به عمار فرموده بود : « تو به دست فرقه‌اى تجاوزگر كشته خواهى شد » . « 2 » شهادت عمار معيارى براى حقانيت و طغيان دو سپاهى بود كه در مقابل هم صف‌آرايى كرده بودند . از اين رو يكى از بحث‌انگيزترين مسائل اين نبرد ، شهادت عمار ياسر صحابى بزرگ پيامبراسلام صلى الله عليه و آله است كه عمروعاص بارها حديث شهادت او را در مقابل معاويه مىخواند . « 3 » برترى سپاه امام عليه السلام در جنگ - با وجود شمار كمتر سپاهيان او - مشهود بود . از اين رو ، معاويه مىكوشيد تا سپاه عراق را از راه‌هاى غيرجنگى بشكند . وى ابتدا با نوشتن نامه‌هايى به بزرگان سپاه امام عليه السلام همانند ابن‌عباس و ابوايوب انصارى به بهانه جلوگيرى از خونريزى و حتى وعده

--> ( 1 ) . همان ، نامه 17 . ( 2 ) . بنگريد به : احمد بن يحيى بلاذرى ، انساب الاشراف ، به كوشش محمد حميدالله ، ج 2 ، ص 312 . ( 3 ) . ابومحمد احمد بن اعثم كوفى ، الفتوح ، ج 3 ، ص 131 .